جائز في الصناعة الشعرية » .
11 - آنچه كه خود به خود وبه ذات يا از رهگذر چيزى ديگر ويا براي آسان ساختن خواسته مىشود .
12 - مانندگىها وشباهتهاى گوناگون .
13 - چند معنى براي « أقول » كه در گفتار ابن الخمار دربارهء « تقال » هم مانند آن هست ( خليل جر 372 ) .
14 - علت نزديك ودور .
15 - چهار گونه تناسب .
16 - چهار علت براي اينكه چيز تجزى نپذيرد .
17 - چهار گونه عموم .
18 - پيوستگى چيزها .
19 - هشت گونه كلام .
فارابى در « ما ينبغي ان يقدم قبل تعلم الفلسفة » وابن الطيب در شرح ايساغوجى ومقولات وابن زرعة در معاني ايساغوجى واغراض أرسطاطاليس المنطقية از اين نكتهها ياد كردهاند :
1 - فلسفه هست يا نيست .
2 - فلسفه چند گونه است .
3 - حدّ چيست .
4 - شش حدّ فلسفه .
5 - قسمت چيست .
6 - منطق جزو است يا افزار .
نيز از :
1 - گروههاى فيلسوفان كه حنين بن إسحاق وفارابى هم آوردند .
المنطق ( ويليه حدود المنطق لابن بهريز ) — صفحة ديباچه 80
مساهمون: ابن المقفع
صديباچه ٨٠