در التراث اليوناني ( ص 104 ) هم از أو يادى هست .
در ترجمههاى عربى از يوناني از اشتاين شنايدر ( 76 ) وترجمهء الفهرست ابن النديم از داج ( ص 969 ) وآثار أرسطو در زبان عربى از پترز ( ص 11 ) وتطوّر منطق اسلامى از رشر از ابن بهريز ياد شده است . « 1 »
ابن النديم ( ص 365 ) در شمارهء « خرافات واسمار وأحاديث » هندى از « كتاب حدود منطق الهند » ياد مىكند .
مشكويهء رازي در جاويدان خرد ( ص 94 ) در حكم الهند مىنويسد « والذي يزعم أنه لا يحتاج إلى علم شئ من الاعمال وانه عالم بجميعها وهو لا يعلم مخارج الالفاظ ولا حدود المنطق وكيف ينبغي ان يتكلم واين يضع منطقه » واين گروه را با كساني كه خنياگرى دانند ومىخواهند چنگ بنوازند وكساني كه آميختن رنگها را خوب نمىدانند وشكلها را نمىتوانند - با همديگر تناسب دهند وحركتها وجنبشها را نمىتوانند برسانند ولى مىخواهند نقاش ومصور خوبى باشند از كساني مىداند كه كودن ونادانند وخود را هنرمند مىپندارند .
پيداست كه آنان از اين عبارت كتاب ابن بهريز را نخواستهاند .
هامش
( 1 ) أو جز أبو سعيد عبد يشوع ( بار ابن ) بهريز رئيس صومعهء مارايلياى دير سعيد موصل است كه مطران اربل وآتهورياى موصل بوده ودر 419 ( 1028 ) به پايهء جاثليقى رسيده واز اوست جامع فتاوى وقوانين كليسايى ورسالهاى در ارث در دو بخش در ميراث وتفصيلات آن .
همچنين جز عبد يشوع باربريخا أسقف سنجار وبيت عربايه مطران نسطورى نصيبين وارمنيه در 690 ( 1290 ) ودرگذشتهء 718 ( 1318 ) كه در 716 ( 1316 ) فهرست آثار كليسايى سروده است به نظم هفت هجائى وكوتاه ومنبع أو گويا كتابخانهء نصيبين بوده است ودر پايان آن از نگارشهاى خود ياد كرده كه يكى از آنها كتابي است به نام « شاه مرواريد » به عربى با همين نام فارسي ، اين فهرست سريانى چاپ وترجمه شده است .
( شابو 14 و 116 و 119 و 139 - دو وال 175 و 395 و 404 وفهرست نامها - رايت 234 و 285 و 289 وفهرست نامها - شيخو 136 - البيرابونا 406 و 424 و 445 )