اينك مسائلي كه در نگارش ابن بهريز آمده است بر شمرده مىشود :
1 - در اينكه خود تقسيم چيست .
2 - حدّ چيست وچگونه ما چيزى را مىشناسانيم وچرا حدّى كأرش به تباهى مىكشد .
3 - آيا مىتوان چيزى را دانست يا نه ؟ در نگارش ابن مقفع هم اين نكته هست . همان شك منن است 4 - فلسفه چيست وتعريف آن چگونه است .
5 - بخشهاى فلسفه كه باز در نگارش ابن مقفع مىبينيم .
6 - آيا منطق جزو وبخشي است از فلسفه يا افزارى براي آن وسخنان رواقيان ومشائيان وافلاطونيان در اين باره . ابن مقفع وابن - زرعة در آغاز قياس وپروبوس هم اين را ياد كردهاند . ( ص 125 گفتار هوناكر در مجلهء آسيايى سال 1900 ) .
7 - بنيادهاى هفتگانه يا رؤوس سبعه كه در شرح الياس چنان كه گريناشى دربارهء رسالة في ما ينبغي قبل تعلم الفلسفة از فارابى ( مجموعهء تركيات سال 1969 ج 15 ص 193 ) ياد كرده است نيز مىبينيم .
8 - سخن ساده وآميخته يا لفظ مفرد ومركب .
9 - أصل « أول العلم آخر العمل وآخر العلم أول العمل » كه أرسطو در تدوين مقولات بكار برده است .
10 - هنرهاى پنجگانه وصنايع خمس وبنياد آنها كه در تلخيص ابن رشد از آن ياد شده است ( گفتار نگارنده دربارهء برخى از سخنان منطقي فارابى در نشريهء تبريز از 1354 ص 154 تا 159 ) أبو الحسن إسحاق كاتب در البرهان في وجوه البيان ( ص 185 ) گفته است : « وقد ذكر أرسطاطاليس الشعر فوصفه بأنه الكذب فيه أكثر من الصدق وذكر ان ذلك
المنطق ( ويليه حدود المنطق لابن بهريز ) — صفحة ديباچه 79
مساهمون: ابن المقفع
صديباچه ٧٩