مىشدند مانند يوسف و ابراهيم . و عدّهاى از آنها به چشم مىديدند ، و برخى از آنها در دلش مىافتاد و در گوشش سنگينى مىكرد . » . « 1 »
13 - از ابن حصين به نقل از امام باقر عليه السلام دربارهء آيهء :
« وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ »
« 2 » آورده است ، فرمود : و آن مبلغ هيجده درهم بود . » . « 3 »
14 - از يكى از شيعيان نقل كرده است ، مىگويد : امام باقر عليه السلام فرمود :
« مردم دربارهء قول خداى تعالى :
« لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ »
« 4 » چه مىگويند ؟ » گفتم : مىگويند : در خواب ديد كه يعقوب انگشت خود را به دندان مىگزيد !
امام عليه السلام فرمود : « نه آن طور كه مىگويند ، نيست » . عرض كردم : پس چه ديد ؟
فرمود : « چون زليخا قصد او را كرد و يوسف نيز همانطور ، زليخا به سمت بتى كه در خانهء او بود رفت و جامهاى را روى آن انداخت ، يوسف به او گفت : چه كردى ؟ گفت : پارچهاى روى آن انداختم چرا كه شرم داشتم ما را ببيند ! يوسف گفت : بنابراين تو از بت خودت كه نه مىشنود و نه مىبيند شرم مىكنى چرا من از پروردگارم شرم نكنم ؟ ! » . « 5 »
15 - از ابوبصير نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه نقل مىكرد : « چون يعقوب عليه السلام يوسف را گم كرد غم و گريهاش به خاطر او شدّت گرفت تا آنجا كه چشمانش از اندوه سفيد شد و سخت نيازمند
هامش
( 1 ) - تفسير عيّاشى : 2 / 166 .
( 2 ) - يوسف / 20 : و سرانجام يوسف را به بهاى كمى - چند درهم - فروختند .
( 3 ) - تفسير عيّاشى : 2 / 172 .
( 4 ) - يوسف / 24 : اگر رفتار پروردگارش را نمىديد چنين قصدى مىنمود .
( 5 ) - تفسير عيّاشى : 2 / 174 .