تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
يوسف عرض كرد : پروردگارا ! به حق پدران و نياكانم در درگاه تو از تو مىخواهم كه بر من گشايش بخشى ! پس خداوند به او وحى كرد : اى يوسف پدران و نياكان تو را چه حقى بر من است ؟ اگر پدرت آدم را به دست خودم آفريدم و از روح خودم به او دميدم و در بهشتم او و همسرش را جا دادم با اين كه نبايد به درخت ( گندم ) نزديك مىشد ولى او نافرمانى مرا كرد اما درخواست كرد و من توبه او را پذيرفتم . و اگر پدرت نوح را از ميان خلق برگزيدم و او را فرستادهء خود به سوى ايشان قرار دادم ، چون نافرمانى مرا كردند او از من خواست و من استجابت كردم و همه را غرق كردم تنها او و همراهانش را كه با او در كشتى بودند نجات دادم . و اگر پدرت ابراهيم را خليل خود قرار دادم و او را از آتش نجات دادم و آتش را بر او سرد و سلامت ساختم . و اگر پدرت يعقوب بود كه به او دوازده پسر دادم تنها يكى از آنها از نظرش ناپديد شد ، همواره مىگريست تا چشمانش نابينا شد و سر راه نشست شكايت مرا به خلقِ من مىكرد ! بنابراين پدران و نياكان تو چه حقى بر من دارند ؟ ! جبرئيل گفت : اى يوسف ! بگو : خدايا تو را به بركت عظيم و سلطنت قديمت درخواست دارم ! او هم همين را گفت كه پادشاه مصر آن خواب خود را ديد و نجات يوسف در آن خواب بود ! » « 1 » 6 - در روايت ابوالجارود است كه امام باقر عليه السلام دربارهء قول خداى
هامش
( 1 ) - تفسير قمى : 1 / 350 - 354 .