تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
كردى و پس از كفر اين مردم به خدا و انكارشان نبوّت او را و تكذيب وى و بيرون كردن او از محل و مأواى خود و تصميم بر سنگسارى او به وى پيشنهاد دادى ! روبيل به تنوخا گفت : ساكت باش ! تو مرد عابدى هستى ولى علم و آگاهى ندارى . سپس رو به يونس كرد و گفت : اى يونس آيا صلاح مىدانى كه خداوند عذاب را بر قوم تو نازل كند ، همه را يا بعضى را هلاك كند و بعضى را باقى بگذارد ؟ يونس گفت : بلكه خداوند همه را هلاك مىكند و اين چنين درخواست كردم كه بر دل من بابت ايشان رحمتى وارد نشود تا مورد توجه قرار گيرند و دوباره به درگاه خدا باز گردم و درخواست كنم تا عذاب را از ايشان بازدارد . روبيل گفت : اى يونس ! آيا مىدانى موقعى كه خدا بر ايشان عذاب نازل كند ، شايد آنها احساس كنند كه به جانب خدا برگردند و از او طلب آمرزش كنند و خدا هم آنها را ببخشد زيرا كه خدا مهربان‌ترين مهربانان است و عذاب را از ايشان بر طرف سازد ، پس از آن كه شما از جانب خدا به آنها اعلام كرده‌اى كه روز چهارشنبه خداوند بر ايشان عذاب نازل مىكند ، آن وقت تو در نزد آنها دروغگو مىشوى ؟ ! تنوخا رو به او كرد و گفت : اى روبيل ! واى بر تو حرف بزرگى زدى ! پيامبر فرستادهء خدا به تو مىگويد : خداوند به او وحى كرده است كه به طور قطع عذاب بر ايشان نازل مىشود تو قول خدا را رد مىكنى و در آن ترديد مىنمايى ! و همچنين در گفتهء رسول خدا شك مىكنى ؟ ! برو كه عملت بر باد شد .