از تو صبورتر و خوش رفتارتر و با حوصلهتر در نزد من و عذرپذيرتر بود ، از اين رو وقتى كه به خاطر من غضب كرد ، من هم به خاطر او خشمگين شدم و آنگاه كه مرا فرا خواند اجابتش كردم .
يونس گفت : پروردگارا من هم در راه تو برايشان غضب كردم و آنها را تا زمانى نفرين كردم كه نافرمانى تو را كردند . بنابراين به عزّتت سوگند كه هرگز به رأفت بر آنها توجّه نخواهم كرد و پس از كفر ايشان و تكذيب ايشان مرا و انكارشان نبوّت مرا به ديدهء خيرخواه دلسوز بر آنها نخواهم نگريست پس عذابت را بر ايشان نازل كن چرا كه آنها هيچ گاه ايمان نخواهند آورد .
پس خداوند خطاب به يونس ، فرمود : اى يونس آنها صدهزار و يا بيشتر از خلق من هستند كه شهرهاى مرا آبادان و بندگان مرا به دنيا مىآورند و محبّت من ايجاب مىكند كه به خاطر آنچه دربارهء ايشان و تو از علم من گذشته است به ايشان مهلت دهم در حالى كه تقدير و تدبير من غير از علم و تقدير تو است ، تو فرستادهاى از طرف من و من پروردگار حكيمم .
اى يونس ! علم من دربارهء ايشان باطن و پنهان در عالم غيب نزد خودِ من است ، كسى نمىداند نهايت آن چيست در حالى كه علم تو دربارهء ايشان ظاهر است نه باطن !
اى يونس ! آنچه را كه تو راجع به ايشان از فرو فرستادن عذاب درخواست كردىمن اجابت كردم . ولى اى يونس ! آن خواستهء تو باعث بهرهء زياد تو در پيشگاه من و زيباترين جايگاه تو نيست و به زودى در ماه شوّال روز چهارشنبه وسط ماه پس از برآمدن آفتاب عذاب بر ايشان
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 474
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٤٧٤