تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
آزرده خاطر شد و احساس بى حوصلگى در خود كرد ، از اين بابت به پيشگاه پروردگارش شكوه نمود . در ضمن شكوه‌ها عرضه داشت : پروردگارا ! تو مرا به قوم خودم در حالى مبعوث كردى كه من سى سال داشتم و در ميان ايشان ماندم ، آنها را بر ايمان به تو و به رسالت خويش به مدت سى سال فرا خواندم و از عذاب و كيفر تو ترساندم ولى آنها مرا تكذيب كردند و به من ايمان نياوردند ، نبوّت مرا انكار نمودند و رسالات مرا سبك شمردند و مرا تهديد كردند و بيم دارم كه مرا بكشند بنابراين عذاب خود را بر ايشان نازل كن كه ايشان قومى بى ايمانند ! امام عليه السلام فرمود : « خداوند به يونس وحى كرد : در بين آنها زن باردار و جنين در رحم و كودك و پير سالخورده و زن ناتوان و مستضعف خوار و ذلّت كشيده است ! و از طرفى من داور دادگرم ، رحمتم بر غضبم پيشى گرفته ، خردسالان را به خاطر گناه بزرگسالان قوم تو هلاك نمىكنم ! اى يونس ! آنان بندگان من و آفريده و مخلوق من در سرزمين من و روزى خور منند ، دوست دارم آنها را مهلتى دهم و با آنها مدارا كنم و به انتظار توبه و بازگشت آنها بمانم ! و من تو را به جانب قومت فرستادم تا نگهبان آنها باشى و بر آنها عنايت داشته باشى با بذل رحمت در ارتباط با آنها و مهر و محبّت نبوّت با آنها رفتار كنى . بنابراين با آنها با حلم و بردباريهاى رسالت صبورى كن و همچون پزشك معالج آگاه به درمان آنها بوده باش و حال اين كه دلهاى آنها را با نرمش به دست نياوردى و با سياست سفيران من آنها را مديريّت نكردى وانگهى با بدبينى خود بر آنها در وقت كم صبرى براى آنها از ما درخواست عذاب كردى در صورتى كه بندهء من نوح در برابر قوم خودش