و اگر نسبت به من بدگمانىها به سراغ تو نمىآمد هر آينه چيزهايى از حقيقت پوشيده را فاش مىكردم و حقايق پنهان داشته را براى تو بازگو مىنمودم ولى تو را زنهار مىدارم و به همان حال باقى مىگذارم . و شكيبا كسى نيست كه در جاى پرهيز كسى را نپرهيزاند ، در حالى كه شكيبايى پوشش عالم است پس نبايد از آن برهنه سازند . والسّلام . » . « 1 »
2 - از حمزةبن بزيع نقل كرده است ، مىگويد : امام باقر عليه السلام به سعدالخير نوشت :
« به نام خداوند بخشايندهء مهربان ، بارى نامهء شما به من رسيد ، در آن نامه آگاهى از چيزى را كه تركش سزاوار نيست و طاعت كسى را كه رضاى خدا رضاى اوست خاطر نشان كرده بودى و براى خودت چيزى را كه دلت در گرو آن بوده است پذيرفتهاى به گونهاى كه اگر آن را ترك كنى در شگفت مىمانى كه مبادا رضاى خدا و طاعت و نصيحت او پذيرفته نشود . و اين حالت يافت نمىشود و شناخته نيست مگر در بندگان غريب و دور از مردم كه مردم آنها را به مسخره مىگيرند به خاطر اين كه به آنان خلاف هايى را نسبت مىدهند و حال اين كه گفته مىشود : كسى مؤمن واقعى نيست مگر اين كه از مردار خر در نزد مردم مبغوضتر باشد .
اگر تو را بلا و گرفتارى به قدرى رسد كه به ما رسيده است ، پس فتنهء مردم را چون عذاب الهى بدانى و ما تو را و خودمان را به خدا پناهنده مىكنيم تا با وجود دورى آن منزلت و مقام به آن نزديك شوى !
هامش
( 1 ) - كافى : 8 / 52 - 55 .