تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
چه اتّفاقى مىافتد ؟ فرمود : « اى سليمان ! سوگند به آن كه محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را به نبّوت برانگيخته و براى رسالت برگزيده است ، او البته كه مىداند در هر روز ، ماه و سالش چه اتّفاقى مىافتد ! » . سپس فرمود : « اى سليمان ! آيا نمىدانى كه روح ( فرشتهء بزرگ ) در شب قدر بر او نازل مىشود و به او اعلام مىكند تمام آنچه را كه در آن سال تا سال آينده اتّفاق مىافتد و علم مربوط به آنچه را كه در اين شب و روز و همين ساعت پيش مىآيد به قدرى كه دل تو آرام بگيرد ، خواهى ديد ! » راوى مىگويد : به خدا سوگند يك ميل بيشتر راه نرفته بوديم كه دو نفر از روبروى ما آمدند امام باقر عليه السلام به غلامانش فرمود : « اين راهزنان را بگيريد ! » آنها را گرفتند و آوردند ، فرمود : « دزدى كرده‌ايد ؟ » هر دو به خدا سوگند ياد كردند كه دزدى نكرده‌اند ! فرمود : « به خدا قسم كه اگر شما آنچه را كه دزديده‌ايد بيرون نياوريد ، خواهم فرستاد به آنجايى كه اموال دزدى را گذاشته‌ايد و به دنبال رفيقتان خواهم فرستاد كه اموال او را دزديده‌ايد تا آن‌ها را از شما بگيرد و شما را نزد والى مدينه ببرد ! هر طورى كه شما مىخواهيد ؟ » آنها از بازگرداندن اموال مسروقه خوددارى كردند . پس امام باقر عليه السلام به غلامانش دستور داد از آن دو پيمان بگيرند ! فرمود : « سليمان ! به آن كوه برو - با دست به ناحيه‌اى از جاده اشاره فرمود - تو با اين غلامان بالا برو در قلّهء كوه يك غارى است ، تو خود داخل غار برو تا آنچه داخل غار است بيرون بياورى و به مولاى اين شخص بپردازى ، زيرا كه در بين آن اموال ، مال دزدى از فرد ديگرى