عمارهء يزيدى كه خدايش لعنت كند ! به ياران خود مىگفت : در هر شب امام باقر عليه السلام به خواب من مىآيد و همواره انسان گمان مىبرد كه او خود را نمايانده است ! براى من اتّفاق افتاد كه امام باقر عليه السلام را ديدم و اين گفتهء حمزه را به عرض آن حضرت رساندم ، فرمود :
« خدا او را لعنت كند ! او دروغ گفته است ، شيطان نمىتواند به شكل پيامبر و وصىّ پيامبر بيايد . » . « 1 »
عبداللَّهبن بكر
1 - كشى از عبداللَّه ارجانى نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم ، در حالى كه پسر بچهاى بودم ، گريه كردم ، فرمود :
« پسرم ! چرا گريه مىكنى چنين نيست كه هر كس جوياى اين امر ( امر ولايت ) باشد ، برسد ؟ » پس از اين ديدار امام باقر عليه السلام خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم ، همين كه مرا ديد ، و من داشتم رو به آن حضرت مىرفتم ، فرمود : « خدا بهتر مىداند كه رسالت خود را كجا قرار دهد » . « 2 »
حمزةبن طيّار
1 - كشى از حمزةبن طيّار به نقل از پدرش محمّد آورده است ، مىگويد :
به در خانهء امام باقر عليه السلام آمدم تا اجازهء ورود بخواهم ولى ديدم به ديگران اجازه نداد من هم اندوهگين به منزلم برگشتم . خودم را داخل منزل روى تختى انداختم و خواب از سرم پريد ، داشتم همچنان فكر مىكردم و با
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 257 .
( 2 ) - همان : ص 269 .