امام باقر عليه السلام فرمود : « هزار دينار از خودت و هزار دينار از ديگرى و از جامه چنين و چنان بود » پرسيد : نام آن مرد صاحب هزار درهم چيست ؟ فرمود : « محمّدبن عبدالرحمان و هم اكنون جلوى منزل منتظر تو است ، آيا به نظر تو من جز به حق خبر دادم ؟
بربرى گفت : به خداى يگانهء بىشريك و به محمّد صلى الله عليه و آله و سلم ايمان آوردم و گواهى مىدهم كه شما آن خانوادهء رحمت هستيد كه خداوند هر گونه ناپاكى را از شما بر طرف كرده و شما را به طور كامل پاك و پاكيزه قرار داده است .
پس امام باقر عليه السلام فرمود : « خداوند تو را مشمول رحمت خود قرار دهد ! »
و او به سجدهء شكر افتاد . سليمانبن خالد مىگويد : پس از آن ، ده سال من به سفر حج مىرفتم و همچنان آن مرد دست بريده را ميان اصحاب امام باقر عليه السلام مىديدم . « 1 »
قيسبن عبداللَّه
1 - كلينى از زراره به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « . . . « 2 »
كُثير شاعر
1 - سيّد مرتضى به اسناد خود نقل كرده است كه امام باقر عليه السلام به كُثير
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 304 و 305 .
( 2 ) - كافى : 8 / 182 . اين حديث در بخش مربوط به « ميسر و عبداللَّه ن عجلان » به شمارهء ( 1 ) گذشت - م .