گفت : كسى كه فتواى نادرست بدهد به هيچ وجه و در هيچ حال نمىتواند امام باشد ! و امام نبايد به خاطر تقيّه فتوايى بدهد كه در پيشگاه خدا نارواست و نبايد پرده خانهاش افكنده و در را به روى خودش ببندد ، امام وظيفهاى ندارد جز اين كه امر به معروف و نهى از منكر نمايد . سرانجام او با روشى كه داشت به عقيده « بتريّه » « 1 » گرايش يافت و جمع اندكى با وى به آن عقيده گراييدند . « 2 »
امّ خالد ، كثيرالنّوا و ابوالمقدام
1 - رجال كشى از ابوبصير نقل كرده ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام شيندم كه مىفرمود : « حكمبن عتيبه ، سلمه ، كثيرالنّوا ، ابوالمقدام و تمّار - يعنى سالم - بسيارى از دست اينها گمراه شدند و كسانى را به بيراهه كشاندند و آنان از كسانى هستند كه خداى عزّوجلّ فرموده است :
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ
« 3 »
» .
« 4 »
مُيَسِّر و عبداللَّهبن عجلان
1 - كشى از زراره به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود :
« چنان ديدم كه گويا بر قلّهء كوهى هستم و مردم از هر طرف به سمت
هامش
( 1 ) - راجع به بتريّه به پىنوشت صفحه قبل مراجعه كنيد - م .
( 2 ) - رجال كشى : ص 205 و 206 .
( 3 ) - بقره / 9 : بعضى از مردم مىگويند : به خدا و روز جزا ايمان داريم در حالى كه ايمان ندارند .
( 4 ) - رجال كشى : ص 208 .