تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
نشستند ، تا اين كه اميرالمؤمنين عليه السلام وارد شد و پرسيد : در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اين سر و صدا چيست ؟ گفتند : يا على ! زنى از قبيله بنى حنيفه خود را بر مؤمنان حرام كرده است و مىگويد : هر كس مرا از خوابى كه مادرم در وقت باردارى به من در خواب ديده بود خبر دهد و بازگو كند او مالك من مىشود ! اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : او ادعاى بى جا نمىكند ، آنچه مىگويد ، خبر دهيد تا مالك او شويد ! گفتند : يا اباالحسن ! كسى در بين ما علم غيب ندارد ، مگر نمىدانى پسر عمويت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از دنيا رفت و پس از او اخبار آسمانى قطع شد . اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : او ادعاى بىجا ندارد ، من آنچه را كه او مىگويد خبر مىدهم و بدون هيچ اعتراضى مالك او مىشوم . گفتند : بسيار خوب . فرمود : اى حنفيه ! من از آنچه تو گفتى خبر مىدهم و مالك تو مىشوم ! خوله پرسيد : تو كيستى ؟ فرمود : من علىّبن ابى طالبم . خوله گفت : شايد تو همان كسى هستى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم صبح جمعه در محل غدير خم براى ما حجتِ بر مردم قرار داد . اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : من همانم . خوله گفت : ما به خاطر تو گرفتار شديم و به جانب تو آورده شديم ؛ چون مردان ما گفتند : ما زكات مالمان را نمىدهيم و اطاعت نمىكنيم مگر از كسى كه پيامبرمان محمّد صلى الله عليه و آله و سلم او را در بين ما و شما حجت قرار داده است . پس اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : من بى كم و كاستى شما را خبر مىدهم
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 209 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى