خون شما و غارت اموالتان و اسيركردن فرزندان شما به سراغتان بيايد و تو در ميان اسيرشدگان قرارگيرى اين لوح را همراه خودت ببر و بكوش تا مبادا كسى از آن مردم مالك تو شود مگر كسى كه از آن خواب مطابق آنچه در اين لوح است تو را خبر دهد .
خوله گفت : راست گفتى يا اميرالمؤمنين ، پس بفرماييد آن لوح كجاست ؟
فرمود : آن لوح در داخل گيسوان بافتهء تو است .
اينجا بود كه آن لوح را به اميرالمؤمنين ؛ علىّبن ابى طالب عليه السلام داد ، سپس گفت : اى تودهء مردمان گواه باشيد كه من خودم را به عنوان كنيزى در اختيار وى نهادم .
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : بلكه بگوييد : به عنوان همسر ( با او ازدواج مىكنم ) . از اين رو او گفت :
گواه باشيد كه خودم را به همسرى على عليه السلام قرار دادم چنان كه به من فرمان داد .
على عليه السلام فرمود : تو را به عنوان همسر قبول كردم . بين مردم با ديدن اين صحنه موجى به وجود آمد !
پس جابر گفت : يا اباجعفر ! به خدا سوگند اميرالمؤمنين با ظهور آن حجت و روشن شدن برهان و دليل از جانب امام عليه السلام ، مالك خوله شد .
پس خداى تعالى لعنت كند كسى را كه حق بر او روشن شد ولى با وجود اين بين خود و حق و حقيقت پرده و مانعى قرار داد . « 1 »
هامش
( 1 ) - فضائل : ص 99 - 101 .