سپاس خداى را كه ما را به وسيلهء پيامبرش گرامى داشت و ما را به ولايت خود اختصاص داد .
اى تودهء فرزندان مهاجر و انصار ! هر كه منقبتى از علىّبن ابى طالب عليه السلام در نزد اوست بايد از جا بلند شود و بگويد ! » .
راوى مىگويد : پس مردم بلند شدند و پياپى مناقب على عليه السلام را گفتند .
عبداللَّه پس از شنيدن سخنان ايشان گفت : من اين احاديث را از قول اين افراد نقل مىكنم ولى ( حرف من اين است كه ) على عليه السلام پس از تحكيم حكمين كافر شد ! تا اين كه گويندگان مناقب به حديث خيبر رسيدند كه پيامبر فرمود : « فردا پرچم را به مردى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز او را دوست مىدارند . او كرّار غير فرّار است ؛ برنمى گردد تا خداوند به دستهاى او فتح و پيروزى را نصيب كند ! » .
امام باقر عليه السلام رو به عبداللَّه كرد و فرمود : « اين حديث را چه مىگويى ؟ » عرض كرد : درست است و ترديدى در آن نيست ولى پس از آن كفر در على پيدا شد !
امام عليه السلام فرمود : « مادرت به عزايت بنشيند ! بگو ببينم آيا خداوند متعال روزى كه او را دوست داشت مىدانست خوارج نهروان را مىكشد ، يا نمىدانست ؟ عبداللَّهبن نافع گفت :
دوباره بفرماييد چه گفتيد ؟ امام باقر عليه السلام فرمود : « بگو ببينم خداوند روزى كه على عليه السلام را دوست داشت ، آيا مىدانست خوارج نهروان را مىكشد يا نمىدانست ؟ »
او با خود گفت : اگر بگويم : نمىدانست كافر شدهام ! گفت : مىدانست .
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٨٩