24 - همو از ثابت بن دينار ثمالى نقل كرده است ، مىگويد : از امام محمّدبن علىّالباقر عليهما السلام پرسيدم : يابن رسول اللَّه ! چرا به على عليه السلام اميرالمؤمنين گفتند ، در صورتى كه پيش از او به كسى اميرالمؤمنين نگفتند و پس از او نيز بر كسى روا نيست ؟ فرمود : « چون او مركز علم و دانش بود ، از علم او تغذيه مىكنند و جز او از كسى تغذيه نمىكنند . » .
گفتم : يابن رسول اللَّه ! چرا به شمشير او ذوالفقار گفتند ؟
فرمود : « زيرا كه با آن به كسى از خلق خدا ضربتى نزد مگر اين كه دست او را از اين دنيا ؛ از خانواده و فرزندانش و در آخرت از بهشت تهى كرد . » .
گفتم : يابن رسول اللَّه ! مگر شما ( امامان ) همگى در راه حق قيام نكردهايد ؟ فرمود : « چرا »
عرض كردم : پس چرا تنها قائم عليه السلام را قائم مىگويند ؟ فرمود : « چون جدم حسين عليه السلام را كشتند ، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداى عزّوجلّ ناليدند و گفتند : پروردگارا اى آقاى ما آيا از اين كسانى كه برگزيدهء تو و فرزند برگزيدهات و بهترين خلق تو را مىكشند غافليد ؟
خداى عزّوجلّ به آنان وحى كرد : فرشتگان من آرام بگيريد ! به جلال خودم سوگند كه از ايشان - هر چند پس از مدتى - به يقين انتقام خواهم گرفت . سپس خداوند عزّوجلّ فرزندان امام حسين عليه السلام را بدين جهت بر فرشتگان نماياند ، پس ناگهان ديدند يكى ايستاده نماز مىخواند خداى عزّوجلّ فرمود به وسيلهء اين قائم عليه السلام از آنان انتقام مىگيرم . » . « 1 »
هامش
( 1 ) - علل الشرايع : 1 / 154 .