بود موسيقار كه در موسيقى مانند اريستيد كوئينتيليانوس در « دربارهء موسيقى » در سه دفتر كه ترجمهء انگليسى آن در 1983 چاپ شده وگويند كه در سدهء سوم به عربى درآمده است روش فلسفي بكار مىبرده است ( موسيقى نامه 33 ) . أبو معشر بلخى ( 171 - 272 ) وسرخسى درگذشتهء 286 از شاگردان أو بشمار مىرفتند .
أو در رساله موسيقى خود كه من در موسيقى نامه ( ص 42 و 43 و 61 و 62 ) ياد كردهام از « فهلبذ » خوانندهء پهلوى نام برده است . آقاى احمد تفضلى در يادوارهء دكتر محمود افشار در اين باره گفتارى دارد . رشر ( ص 30 و 100 ) وجرج عطيه در سرگذشت كندى ( ص 1 - 10 ) از وى ياد كردهاند .
گذشته از كندى مىتوان از چند رهبر كلامي نام برد كه نمىدانم فارابى از آنها بهرهاى برده است يا نه مانند :
1 - أبو حذيفة واصل بن عطاء غزال ( 80 - 131 ) روزگار عبد الملك مروان ( 65 - 86 ) وهشام بن عبد الملك ( 105 - 115 ) كه شاگرد حسن بصرى ( 21 - 115 ) بوده ونخستين رهبر گروه اعتزال است .
( ترجمهء ملل ونحل شهرستانى بفرانسه 83 - 8 - 1187 :
41 E
) .
2 - أبو الهذيل حمدان بن هذيل علاف معتزلي شاگرد همان واصل ( همان ترجمه . 19 - 318 :
EI 1
) اوست كه با هشام بن الحكم كندى واسطى كوفي ديصانى شيعي گويا درگذشتهء 179 گفتگوى داشته است ( همان ترجمه 53 - 513 :
EI 3
) .
3 - إبراهيم بن سيار نظام معتزلي كه فلسفه هم خوانده بود ( همان ترجمه 200 - ايرانيكا 1 : 275 ) .
4 - بشر بن المعتمر بنيادگذار اعتزال بغداد ( همان ترجمه 228 - 1281 :
EI 1
) 5 - معمر بن عباد سلمى درگذشتهء 215 ( همان ترجمه 233 ) .
بارى فارابى در منطق روش نه بخشي پيشينيان را برگزيده ودر برخى از مباحث مانند رازي پزشك بوده است ( گفتارم در دورنمائى از زندگى وانديشهء