[ الجزء الثالث ]
ديباجه
أبو نصر محمد فارابى ( 270 - 339 ) أستاذ دوم در فلسفهء خاورى ، ونخستين فيلسوف إيراني سرزمين گستردهء إيران شهر ، وپروردهء آموزشگاه بغداد كه كاركنان آنجا به نوشتهء رشر
Rescher
در گسترش منطق در زبان عربى
The development of arbic logic
( ص 37 ) بيشتر نصراني وترسا بودند ، شهرستانى در الملل والنحل ( 2 : 6 و 168 چاپ دوم بدران ) وابن خلدون در المقدمة ( فصل 13 ص 479 و 481 ) گويند كه همهء فيلسوفان روزگار خلافت عربى از مردم ايرانند وجدولى كه رشر در همان دفتر ( ص 38 ) وخليفات در نگارشهاى ابن عدي ( ص 38 ) از أو آورده است مىرساند كه از استادان فارابى كسى از نژاد عرب نبوده است .
فهرستى كه من در دنبال ديباجهء ترجمهء تاريخ حكماء شهرزورى دربارهء تاريخ فلسفه گذاردهام هم همين را مىرساند . شهرستانى وابن خلدون هم از فارابى ياد كردند .
مىدانيم كه چندين فيلسوف از فارابى پيروى كردند واز سخنان أو بهره گرفتند ، شناختهترين آنها ابن سيناى بخارى است كه در نامهء به كيا ( ص 123 أرسطو عند العرب بدوي ) دربارهء أو نوشته است « واما أبو نصر فيجب ان يعظّم فيه الاعتقاد ولا يجرى مع القوم في ميدان فيكاد ان يكون أفضل من سلف من السلف » .
در ديباجهء مجلد دوم دربارهء رشته وزنجيرهء آموزش فلسفي فارابى اندكى