يادآورى كردم ، اينك اين نكته را از بار بارتلمى سنت هيلر ( منطق أرسطو 2 : 186 - 189 ) مىآورم كه داود ارمنى آموزش منطق را به ارمنستان برده است وآن ديرى در آموزشگاههاى اسكندريه وأدس كه شهري إيراني بوده روائي داشته وأزين سه جاى به سرزمين ايرانشهر رسيده بود وكم كم در زبان عربى بدان آشنا شدند ومسلمانان هم با يوناني پيوندى پيدا كردند . در 650 بود كه منطق به سريانى در آمده بود . يعقوب ادسى يا رهاوى بود كه در اين زمينه كار كرد . از اين زبان بود كه آن به زبان عربى در آمده بود ودر نزديك 770 ( 154 ه ) روزگار منصور ( 136 - 158 ) بود كه نخستين بار آن را از يوناني به عربى درآوردند . سه كس را در اين ميانه مىتوان نام برد . كندى در بغداد ، فارابى در دمشق ، ابن سينا در بخارا .
مونك ( ص 33 يادداشت 1 ) مىنويسد كه در ميان فيلسوفان سرزمين اسلامى يا درست بگويم إيران شهر به جز كندى هيچ يك عرب نبودند وكسى از آنها از خاندان خلافت هم نبوده است . برخى از آنها إيراني وبرخى ترك وبرخى اسپانيائى بودند . در قلمرو خلافت عربى بود كه اين فرهنگ باليده واين سرزمين را سرافراز ساخته وفيلسوفان بدان منسوبند وعربى زبان اين فرهنگ شده است فيلسوفان بيگانه هم آن را بكار مىبردهاند .
از كندى فيلسوف كه أو را عرب خواندهاند من در جايى از نوشتههاى فلسفي ومنطقي فارابى نديدهام كه از وى ياد كند أو تنها در رسالة الايقاع است كه از وى يادى مىكند واز أو خرده مىگيرد ، چنان كه أستاذ محسن مهدى در « التعاليم والتجربة في التنجيم والموسيقى » ( ص 75 - 77 ) يادآور شده است . ابن سينا وابن رشد نيز مانند فارابى از وى نامى نمىبرند .
بارى كندى يا به لاتينى الكيندوس ( 805 - 873 م ) در روزگار حبيب بن بهريز وحنين بن إسحاق ومحمد بن موسى خوارزمي وقسطا بن لوقا مىزيسته واز خليفههاى عباسى امين ومأمون ومعتصم وواثق ومتوكل را ديده است . بيهقى در تتمة صوان الحكمة ( ش 25 ) مىنويسد كه شايد يهودي يا ترسا بوده است . أو فيلسوفى
المنطقيات للفارابي — صفحة ديباجه 2
مساهمون: أبو نصر الفارابي
صديباجه ٢