زد و بى هوش شد . پس از اين كه به هوش آمد ، گفت : پسرم ! با تو چه كردند ؟ يوسف گفت : تو را به حقّ آل ابراهيم ، اسحاق و اسماعيل سوگند مىدهم كه مرا از پاسخ معاف بدارى ! پس يعقوب او را واگذارد . » . « 1 »
روايات امام عليه السلام دربارهء داوود عليه السلام
1 - شيخ طوسى از سعد اسكاف به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است كه فرمود : « در ميان بنىاسرائيل عابدى بود ، داوود از كار او درشگفت شد ، خداى عزّوجلّ به او وحى كرد ، تو را هيچ كار او در شگفت نيندازد ! زيرا كه او رياكار است .
مىفرمايد : « آن مرد از دنيا رفت نزد داوود آمدند و به وى گفتند كه آن مرد از دنيا رفته است ! داوود گفت : رفيقتان را به خاك بسپاريد ! بنىاسرائيل به او اعتراض كردند و گفتند : چگونه داوود براى تجهيز او حاضر نشد ؟
امام عليه السلام فرمود : « همين كه غسل دادند پنجاه نفر بلند شدند و به درگاه خدا شهادت دادند كه جز خوبى چيزى از او نمىدانند ! و چون نماز گذاردند پنجاه نفر ديگر به پا خاستند و به پيشگاه خدا گواهى دادند كه جز خوبى چيزى از او نمىدانند . و چون دفن كردند پنجاه تن ديگر برخاستند و به درگاه خدا شهادت دادند كه جز خوبى از او نمىدانند . پس خداى عزّوجلّ به داوود عليه السلام وحى كرد : چه چيز تو را مانع شد كه تو هم مثل آنها دربارهء وى شهادت دهى ؟ داوود گفت : آن خبرى كه تو از كار وى به من
هامش
( 1 ) - قصص الأنبياء : ص 129 .