تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
دادى ؟ پس خداى عزّوجلّ وحى كرد : آرى او چنان بود ، ولى گروهى از انصار و رهبانان گواهى دادند كه جز نيكى از او نمىدانند ، گواهى آنها را دربارهء وى روا شمردم و با وجود علم به وضع او ، او را آمرزيدم . » . « 1 » 2 - راوندى از ابوحمزهء ثمالى نقل كرده است كه امام باقر عليه السلام فرمود : « داوود عليه السلام از پروردگارش درخواست كرد : كه قضاوتى از قضاوتهاى آخرت را بر او بنماياند ، پس جبرئيل عليه السلام نزد وى آمد و گفت : تو از پروردگارت چيزى را درخواست كرده‌اى كه هيچ يك از پيامبران پيش از تو چنين درخواستى را نكرده است . اى داوود ! آن چيزى را كه تو خواسته‌اى خداوند بر هيچ يك از خلق خود اطلاع نداده و براى كسى سزاوار نيست كه آن طور دربارهء ديگرى قضاوت كند ؛ خداوند درخواست تو را پذيرفت و آنچه خواسته بودى مرحمت كرد ، نخستين طرفين دعوا كه فردا بر تو وارد مىشوند ، داورى بين آنها از داوريهاى آخرت است . همين كه صبح شد داوود بر مسند قضا نشست پيرمردى به جوانى درآويخته نزد وى آمد و خوشه‌اى از انگور دست جوان بود ، پيرمرد گفت : اى پيامبر خدا ! اين جوان وارد باغ من شده و درختان انگور مرا خراب كرده و بدون اجازهء من از انگور آن خورده است ! امام عليه السلام فرمود : « پس داوود به آن جوان گفت : چه مىگويى ؟ جوان اقرار كرد كه راست مىگويد ، پس خداوند وحى كرد : اى داوود ! اگر از قضاوتهاى آخرت براى تو روشن گردد و تو بين اين پيرمرد و آن جوان
هامش
( 1 ) - تهذيب : 6 / 278 .