مىگردانند . سپس آن را مىآورند و همين جا روى نى نصب مىكنند . » ما از اين كه فرمود : بر سر نى مىكنند ، تعجب كرديم ، چرا كه در آن شهر نى وجود نداشت ولى آنها با خودشان نى آوردند . « 1 »
56 - از ابوبصير نقل كرده ، مىگويد : ابوجعفر عليه السلام فرمود : « از جمله وصاياى پدرم اين بود كه به من فرمود : پسرم ! وقتى كه من از دنيا رفتم كسى جز تو نبايد عهدهدار غسل من شود ، زيرا كه امام را جز امام غسل نمىدهد . و بدان كه برادرت عبداللَّه مردم را به ( امامت ) خود فرا خواهد خواند ، او را به حال خود واگذار چرا كه عمر او كوتاه است ! همين كه پدرم درگذشت و من طبق فرمان او بدنش را غسل دادم ، عبداللَّه به جاى او ادّعاى امامت كرد و همانطور شد كه پدرم گفته بود ؛ عبداللَّه طولى نكشيد كه از دنيا رفت ، و اين خود يكى از دلايل امامت آن حضرت بود كه چيزى را پيش از اين كه اتفاق بيفتد خبر مىداد ، و بدين وسيله است كه امام شناخته مىشود . » « 2 » .
57 - از فيض بن مطر نقل كرده ، مىگويد : خدمت ابوجعفر عليه السلام رسيدم و مىخواستم راجع به خواندن نماز شب در داخل كجاوه بپرسم ! مىگويد :
او سخن آغاز كرد و فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روى شترش ( نماز شب ) را به هر طرف كه روبرو بود ، مىخواند . » « 3 » .
58 - از سعد اسكاف نقل كرده ، مىگويد : از ابوجعفر عليه السلام اجازهء ورود خواستم ، به من گفتند شتاب نكن ، زيرا كه نزد ايشان گروهى از برادران
هامش
( 1 ) - كشف الغمّه : 2 / 137 .
( 2 ) - همان : 2 / 138 .
( 3 ) - همان .