كرده است ، آنها به بهشت رفتند و بهشت براى ايشان از آن كه بودند بهتر است ! » آن مرد عرض كرد :
فدايت شوم ، من پسرم را دردمند با دردى شديد به جا گذاشتم ، شما از حال او نپرسيديد ، آن طورى كه از ديگران پرسيديد ؟ فرمود : « او بهبود يافت و با دختر عمويش ازدواج كرد تو وقتى مىروى كه او پسرى به نام على دارد و از شيعيان ماست ولى پسرت شيعهء ما نيست بلكه دشمن ماست . » . « 1 »
49 - از محمّدبن مسلم نقل كرده است ، مىگويد : از ابوجعفر عليه السلام شنيدم كه به مردى از مردم آفريقا مىفرمود : « حال راشد چگونه است ؟ » او گفت :
او را زنده و شايسته پشت سر گذاشتم در حالى كه به شما سلام رساند ! امام عليه السلام فرمود : « خدا او را بيامرزد ! » عرض كرد : فدايت شوم ، او درگذشت ؟ فرمود : « آرى خدا رحمتش كند ! » گفت : چه وقت درگذشت ؟
فرمود : « دو روز پس از بيرون آمدن تو . » . « 2 »
50 - در حديث حلبى آمده است كه گروهى خدمت ابوجعفر عليه السلام رسيدند و از او نشانى خواستند امام عليه السلام از نام آنها و از آنچه مىخواهند از آن حضرت بپرسند ، خبر داد ، و فرمود : « شما مىخواستيد از اين آيهء قرآن بپرسيد : « شجرة
أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ ، تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها » .
« 3 »
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 283 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - ابراهيم / 24 : در آيه شريفه عبارت چنين است : . . . كَشَجَرةٍ طَيّبَةٍ اصْلُها . . . يعنى : درخت پاكيزهاى كه اصل و ريشهء آن ثابت و مستحكم است و شاخه هايش در آسمان در هر زمان به اذن پروردگارش ميوهء خود را مىدهد .