شده است تا بتواند آيين مسيح را در برابر يونانىگرايى يا هلنيسم نگاهدارى كند . أو همان پانتيوس (
Panetius
129 - 240 ) برهيه 1 : 390 ) يا بنايطوس ( عثمان امين 39 ) است .
اين فيلسوفان مسيحي به فلسفهء يوناني ژرف مىنگريستند وأصول وبنياد ارزندهء آن در نوشتههاى آنها خواه براي شكست ورد وخواه براي بيرون كشيدن قواعدى سازگار با ايمان مسيحي از آنها وكمك گرفتن از آنها آشكارا ديده مىشود .
اريجانس بيش از بيرون شدن از اسكندريه ورفتن به فلسطين در آنجا بازپسين نمايندهء بزرگ انديشهء مسيحي بشمار مىآمده است . أو در قيساريهء فلسطين آموزشگاهى نمونهء همان كه پيشنهاد داشته است بنياد گذارده وآن از آموزشگاه أو در اسكندريه بهتر بوده است ، وى هوشمندان روزگار خود را به سوى آنجا كشاند ، مانند گرگوريس ثماتورگس
Gregorios Thaumaturgos
مؤلف رسالهء نفس در دو نگارش بزرگ وكوچك كه أفضل كاشاني آن را به فارسي درآورده ودر مصنفات أو ديده مىشود وعربى آن را گتيه چاپ كرده است ( 54 ) .
پيشينهء تاريخي آن را چنين نوشتهاند كه سن ژوستن ( 90 - 167 ) واثناوگور سيطرهء فيلسوفان را پذيره بودند تا پاگانيسم وبتپرستى را بشكنند واز آيين مسيح پشتيبانى كنند .
ايرنه ( 140 - 102 ) أسقف ليون باگنوستيك وعرفان آن روزگار مىجنگيده وكلمانت بود كه شالودهء فلسفهء الهى مسيحي را ريخته واريجانس آن را استوار ساخته است ( ژانه وسئاى 996 ) .
بارى آموزشگاه قيساريه از رهگذر فلسفي چندان روائي چشمگيرى پيدا نكرده بود ، ولى اريجانس انديشهء فلسفي را بكار مىبرده ومانند آمونيوس روش آشتى گذارى يا اكلكتيك داشته وآن انديشه را با دستگاره آموزشى خويش سازگار مىساخت . نشانههاى فلسفههاى ديگر را هم نمىتوان به آسانى در انديشهء أو يافت تا دانست كه تا چه اندازه در آن راه يافتهاند .
نگارشهاى أو از فلسفهء هلنى نشانههائى دارد وبا انديشهء گريگوريوس ثماتورگس سازگار ودر آموزشگاه أدس روايى داشته است ( خليل جر 8 ) .
آموزشگاه أنطاكية را ملكيون
Melcion
در 270 بنياد گذارده وآن را رهبرى مىكرده وأو أستاذ پيشين هنر خطابه بوده است .
لوسيانوس كه فلسفهء أرسطو را نزد اسكندرانيها برتر از انديشهء أفلاطون يافته بود با روش آشتىگذارى ( اكلكتيسم ) خود مىآموخت وبسيارى از نويسندگان سريانى در اين آموزشگاه پرورده شده وبا فلسفهء يوناني آشنا شده بودند .