گزارشنگاران سريانى وپهلوى
ترجمههاى نخستين كه از يوناني به زبان سريانى درآمده از سدهء پنجم بالاتر نمىرود .
نخست دستور زبان يوناني ديونيسيوس ثراكيائى كه يوسف خوزايا ( اهوازى ) درگذشتهء 680 ( أبونا 156 ) به سريانى درآورد ودستور زبانشناسان پس از وى از أو بر مىگرفتهاند تا اينكه الياس تيرهان ( تيرهائى درگذشتهء 1049 ) از دستور زبان تازى بهره برده است .
أو گويا جز ايلياى صوباوى يا إيليا برشيناى نستورى نصيبينى است كه أو هم دستور زبان دارد ( أدب اللغة الأرامية از بشير أبونا 415 و 419 ) أو نگارندهء « الالفاظ للهكسيكون » است به سريانى وعربى در سى فصل وبا وزير أبو القاسم مغربى در مجالس سبعه در سال 417 گفتگوئى دارد كه شيخو ( 49 ) ودووال ( 395 و 399 ) از آن ياد كردهاند ودر مجلهء دانشگاه قدس يوسف بيروت هم چاپ شده است .
نستوريان از منطق هم مانند دستور زبان براي تفسير كتابهاى الهى بهره مىبردند .
عهد قديم يا تورات را هم گويا در سدهء دوم در شهر أدس كه نخستين جايگاه فرهنگ يوناني وسريانى بوده است ترجمه كردند ( أبونا 46 ) چهار سر إنجيل ياد يا تسارون پرداختهء تاتيانوس ( 120 - 180 ) كه در رم در 150 - 170 بنگارش درآمده بود در آنجا نزد سريانيان آشكار شد ، باردسان ( ابن ديصان ) وپسرش نيز از آنجا هستند ( ديباچهء فرانسوى خليل جر بر مقولات أرسطو ص 5 ) .
دانشگاه آتن گويا تا 729 باز بوده است ولى ديرى مىگذشت كه فيلسوفى ارجمند ونگارشى با ارزش از آنجا بر نمىخاست ، شهر روم كه جايگاه آيين وقانونشناسى بود نه فلسفهء نظري ، دانشگاه أنطاكية اگر چه شكوفا بود ولى ارزش دوم را داشته است . آتن با فيلسوفان دشمنى داشته است چون آنها را دوستان ماكدونيا ميهن إسكندر مىدانسته است ، واز اين روى بود كه آنان ناگزير از آتن گريخته به اسكندريه روى آوردند ورفته رفته آنجا جايگاه خردمندان جهان شد . در سدهء يكم كتاب آسمانى يا عهد را به زبان يوناني مىخواندهاند وجوانان دانشهاى فلسفي مىآموختند .
اربجانس يا اريژن اسكندرى ( 254 - 185 ) شاگرد آمونيوس ساكاس ( حامل ) إنجيل را بروش يوناني تفسير مىكرد ودر اين تفسير تأويل مجاز بكار مىرفت همان كه در دانشگاه اسكندريه روايى داشته است ، ( عثمان امين 48 ) وأو پس از كلمانت اسكندرانى ( 160 - 215 ) رهبر ديداسكاله
Didasale
كه پانتن
Panten
رواقى بنياد نهاده بود