و فرار كردن به سوى او از دست گناهان و باعث قبولى توبهء تو است ، و انجام واجبى است كه خداى تعالى آن را بر تو واجب نموده است .
( 12 ) حق روزه آن است كه بدانى روزه ، به منزلهء پردهاى است كه خداوند روى زبان و گوش و چشم و شكم و شهوتت انداخته تا تو را از آتش دوزخ بازدارد ، بنابراين اگر روزه را ترك كنى پردهاى را كه خداوند براى تو فراهم كرده بود ، دريدهاى !
( 13 ) حق صدقه و زكات ، آن است كه بدانى ، آن پساندازى است نزد پروردگارت و امانتى است كه نيازى به شاهد ندارد ، وقتى كه چنين باورى پيدا كردى ؛ آنچه در نهان به امانت گذارى اطمينان بخشتر خواهد بود تا آنچه كه آشكارا مىدهى و خواهى دانست كه آن بلايا و بيمارىها را در دنيا و آتش دوزخ را در آخرت از تو دور مىسازد .
( 14 ) حق قربانى دادن ، آن است كه تنها هدفت از آن رضاى خداى عزّوجلّ باشد نه خشنودى خلق خدا و جز رحمت خدا و نجات روح و روانت در روزى كه خدا را ملاقات مىكنى ( قيامت ) خواستهء ديگرى نداشته باشى .
( 15 ) حق زمامدار آن است كه بدانى تو را وسيلهء آزمون او قرار دادهاند و او به خاطر سلطهاى كه خدايش بر تو قرار داده است گرفتار تو است و مبادا خود را در معرض خشم او قرار دهى تا خود را به دست خود به هلاكت اندازى و هر چه بر سرت آورد شريك او گردى .
( 16 ) حق معلّمت آن است كه از بزرگداشت او و گرامى داشت مجلس و محضر او و توجّه عميق به سخنان او كوتاهى نكنى ، و مبادا در برابر او صدايت را بلند كنى ، و مبادا كسى را كه از او چيزى را مىپرسد پاسخ دهى تا اينكه خود او پاسخ دهد و در محضر او با كسى حرف نزنى و در
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 465
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٤٦٥