تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
طورى كه در هيچ كسى معرفت ادراك خود را قرار نداد مگر به اندازه‌اى كه بفهمد نمىتواند او را ادراك كند ، بنابراين خداى تعالى شكر معرفت عارفان را به خاطر كوتاهى از معرفتش ، قدردانى كرد ، و همين قدر را كه ايشان به تقصير خود ، آگاهند شكر و سپاس نعمت خود شمرد ، چنان كه علم دانايان را همين كه بدانند كه آنها نمىتوانند خدا را درك كنند ، ايمان آنان مقرر ساخت و به منزلهء علم و دانايى به حساب آورد . چه آنكه او مىدانست وجود او وسيعتر از گنجايش فهم بندگان است و كسى را يارى آن نيست ! زيرا كه هيچ يك از خلق به نهايت عبادت او نمىرسد ، و چگونه ممكن است به نهايت عبادت او رسيد كه خود بىنهايت است و بدون كيفيت ، خداوند بسى بالاتر از همهء اينهاست ! » . « 1 » 18 - شيخ صدوق از ثابت‌بن دينار به نقل از سيدالعابدين علي بن حسين‌بن علي بن ابىطالب عليهم السلام آورده است كه فرمود : « ( 1 ) اما بالاترين حقى را كه خداى تعالى دارد ، آن است كه او را بپرستى و هيچ شريكى براى او قرا رندهى ، در صورتى كه اين كار را از روى اخلاص انجام دهى ، خداوند بر خود لازم و واجب كرده است تا امر دنيا و آخرت تو را كفايت كند . ( 2 ) و اما حق خويشتن خويش آن است كه آن را در طاعت خدا به كار وادارى . ( 3 ) و اما حق زبانت آن است كه زبان را بالاتر از آن بدانى كه به ناسزا و سخن ناروا بيالايى ، بلكه بايد آن را بر سخنان نيكو عادت دهى و بر روش ادب و متانت وادارى و جز بهنگام نياز زبان در كام دارى و با
هامش
( 1 ) - كافى : 8 / 394 .
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 463 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى