مردم به نيكى سخن گويى در بين آنها خوشگو باشى ! « 1 »
( 4 ) و حق گوش پاك داشتن آن است از شنيدن غيبت و شنيدن آنچه كه شنيدنش روا نيست .
( 5 ) و حق چشم آن است كه از هر چه حلال و روا نيست بپوشانى و جز در حالى كه عبرتآور است به كار نبرى .
( 6 ) حق دستت آن است كه مبادا به ناروا دراز كنى .
( 7 ) حق پاهايت آن است كه بدان وسيله به جاهاى ناروا قدم نگذارى كه تو را بر صراط نگهدارند ، پس مواظب باش كه تا مبادا بلغزند و تو را در آتش دوزخ اندازند !
( 8 ) حق شكمت آن ست كه مبادا آن را ظرفى براى حرام قرار بدهى و مبادا بيشتر از سيرى بخورى !
( 9 ) حق شهوت ( فرجت ) آن است كه از زنا بازدارى و آن را از نگاه نامحرمان حفظ كنى !
( 10 ) حق نمازت آنكه بدانى نماز ورود به درگاه خداى عزّوجلّ است و تو در حال نماز مقابل خداى تعالى ايستادهاى ، و چون به اين نكته توجه كنى خود را همچون بندهاى ذليل ، ناچيز ، مشتاق ، بيمناك ، اميدوار ، و ترسان ( از عذاب الهى ، بيچاره و نالان در برابر خداى بزرگ ، با آرامش و سربهزير به جان و دل مىبينى و با تمام وجود و با رعايت تمام حقوق به نمازت مىايستى .
( 11 ) حق حج آن است كه بدانى حج يعنى شرفيابى به درگاه پروردگار
هامش
( 1 ) - براستى كه زبان كليد در گنج صاحبان هنر و باعث فخر خردمندان و از طرفى باعث رسوايى بىهنران و بىادبان است - م .