عمل كنى ! در حالى كه مردم را موعظه مىكنى ! » .
راوى مىگويد : همين كه امام عليه السلام دور شد ، حسن بصرى پرسيد : اين كيست ؟ گفتند : علي بن حسين عليهما السلام ، گفت : خاندان علم و دانشند ! ديگر پس از آن كسى حسن بصرى را نديد كه مردم را موعظه كند ! « 1 »
9 - همو از ابوحمزه ثمالى نقل كرده ، مىگويد : از علي بن حسين عليهما السلام شنيدم كه براى مردى از قريش نقل مىكرد ، مىگفت : « چون خداوند توبهء آدم را قبول كرد ، با حوا ، همبستر شد ، در حالى كه از اوّل خلقتشان با وى آميزش نكرده بود مگر در زمين و آن هم پس از آنكه خداوند توبهء او را پذيرفت . »
امام عليه السلام فرمود : « حضرت آدم عليه السلام خانهء خدا ( كعبه ) و اطراف آن را به احترام آن خانه بزرگ مىشمرد ، از اين رو هرگاه مىخواست با حوا آميزش كند از حرم بيرون مىشد و حوا را نيز با خود بيرون مىبرد و چون از حدود حرم مىگذشت و وارد حِلّ مىشد با او آميزش مىكرد ، سپس به احترام حرم غسل مىكردند و به آستانهء حرم بر مىگشت . » .
فرمود : « از حواء براى آدم بيست پسر و بيست دختر به دنيا آمد ، چنين بود كه در هر شكمى يك پسر و يك دختر ( دوقلو ) به دنيا مىآمد ، شكم اول حواء هابيل را با يك دختر به دنيا آورد به نام « اقليما » و در شكم دوم قابيل را با يك دخترى به نام « لوزا » به دنيا آورد ، لوزا زيباترين دختر آدم بود . » .
فرمود : « چون بچهها به حد بلوغ رسيدند ، آدم عليه السلام از آشفتگى و فتنه در مورد آنها ترسيد . آنها را خواست و گفت : هابيل ! مىخواهم لوزا را به
هامش
( 1 ) - احتجاج : 2 / 43 .