ازدواج تو و به قابيل گفت : اى قابيل مىخواهم اقليما را به همسرى تو درآورم .
قابيل گفت : من به اين ازدواج راضى نيستم ؛ شما مىخواهيد خواهر زشت هابيل را به همسرى من و خواهر زيباى مرا به همسرى هابيل درآوريد !
آدم گفت : يبن شما قرعه مىزنم ، اگر سهم تو اى قابيل ، لوزا درآمد و سهم تو اى هابيل ، اقليما درآمد ، همانكه در قرعه در آمده است بر هر كدامتان ازدواج مىكنم !
امام عليه السلام فرمود : هر دو به قرعه راضى شدند . قرعه زدند . سهم هابيل همان لوزا خواهر قابيل و سهم قابيل ، اقليما خواهر هابيل درآمد ، طبق قرعه ، به امر خدا ازدواج كردند .
فرمود : « پس از آن ، ازدواج خواهران و برادران را خداوند حرام كرد » .
راوى مىگويد : آن مرد قرشى پرسيد : آيا آنها صاحب فرزند هم شدند ؟
فرمود : « آرى » .
قرشى گفت : امروزه اين كار مجوسيان است !
امام عليه السلام فرمود : « مجوسيان پس از آنكه از طرف خدا حرام شد ، اين كار را كردند ! » .
آنگاه علي بن حسين عليهما السلام فرمود : « به اين امر اعتراض نكن چرا كه قوانينى بود كه صورت گرفت ! مگر خداوند همسر آدم را از او نيافريد سپس بر او حلال كرد ! پس اين حكمى از احكام ايشان بود ، و پس از آن
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 272
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٢٧٢