خاطر آن حالات من بوده است از اين رو همانند درخواست كسى از درگاه تو درخواست كردم كه سزاوار نيست به خاطر غفلت زيادش به درخواست او گوش دهند ، و بمانند كسى طلبيدم كه به دليل فراموش كارى و سستى كه داشته سزاوار برآمدن مطالبهاش نيست ، و بسان كسى به درگاهت ناليدم كه از فخر و خودبزرگبينى شايستهء حرمت تو نمىباشد ، از اين رو با وجود اينكه ناخوشى مرا فراگرفته و تهىدستى مرا خوار ساخته و بلا و مصيبت بر من وارد شده است ، به آن حالى كه درآوردهاى تن در داده و راضى شوم . هر چند كه اينها از خشم تو است ، بنابراين از خشم تو به حلمت پناه مىبرم هر چند كه تو خواستى مرا بيازمايى در حالى كه از ضعف و بىچارگى من آگاه بودى ، زيرا كه تو خود فرمودهاى :
« إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً * إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً * وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً »
« 1 »
و نيز تو خداى بزرگ فرمودهاى :
« فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ * وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ »
« 2 » و نيز تو پروردگار جليل فرمودهاى :
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى »
« 3 » . و تو خداى
هامش
( 1 ) - معارج / 21 - 19 : همانا انسان حريص و كمطاقت آفريده شده است ، هنگامى كه بدى به او رسد بىتابى مىكند و بخل مىورزد .
( 2 ) - فجر / 15 و 16 : اما انسان هنگامى كه پروردگارش او را براى آزمايش اكرام مىكند و نعمتمىبخشد مغرور مىشود و مىگويد : پروردگارم مرا گرامى داشته است ! و اما هنگامى كه براى امتحان روزيش را بر او تنگ مىگيرد ، مأيوس مىشود و مىگويد : پروردگارم مرا خوار كرده است !
( 3 ) - علق / 6 و 7 : به يقين انسان طغيان مىكند به خاطر اينكه خود را بىنياز ببيند .