آن نعمتها مسابقه دهند ! و راجع به اهل بهشت و موجودات آن ؛ از حور عين كه گويا ( از لطافت و سفيدى ) همچون تخم مرغهايى هستند كه ( در زير بال و پر مرغ ) پنهان مانده ، و نوجوانانى همچون مرواريدهاى پراكنده و ميوههاى فراوان و درخت خرما و انار و باغهايى از انگور و رودهايى از پاكيزهترين نوشيدنيها ، و حرير نازك و ضخيم و ( آب چشمهء ) سلسبيل و شراب طهور سربسته و دست نخورده و دستبندهايى از نقره و نوشيدنى پاكيزه و سلطنتى بزرگ خبر دادهاى و پس از آنها تو خداى بزرگ فرمودهاى :
« فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ »
« 1 » و از اين رو من به عمل خودم نگاه كردم ، مولاى من ! عملم ناچيز بود و محاسبهء نفس كردم ديدم در حدى نيستم شكر نعمتت را بجا آورده باشم ، و گناهانم را شمردم ، به اين نتيجه رسيدم كه حسناتم را محو كنيد پس چگونه چشم طمع داشته باشم كه با اين عمل به بهشت تو نايل گردم در حالى كه من گروگان خطايم مىباشم ، نه ، مولاى من چگونه چنين ممكن است اگر تو به رحمت خود جبران نكنى ؟ ! رحمتى كه بدان وسيله ضمن منتهاى بىشمار قبلى خود بر من منّت گذارى ، كرامت خود را بر من تمام كنى ! پس خوشا به حال كسى كه تو از او راضى هستى و واى بر كسى كه مورد خشم و غضب تو است ، مولاى من از من راضى باش و بر من خشم مگير !
خدايا ! تو آتشى را براى كسانى آفريدهاى كه نافرمانى تو را كنند و بر معصيت كاران انواع عذابها را در دوزخ فراهم كرده و توصيف نمودهاى
هامش
( 1 ) - سجده / 17 : هيچ كس نمىداند چه پاداشهاى مهمى كه مايهء روشنى چشمهاست براى آنهانهفته شده اين پاداش كارهايى است كه انجام مىدادند .