تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
پس بر من با جود و كرمت رفتار كن زيرا كه تو جايگزينى از من مىيابى در حالى كه من نسبت به تو و از تو نمىتوانم بىنياز باشم ! و بىنيازى من ميسّر نيست تا اينكه مرا به ايشان ( بندگان صالحت ) ملحق سازى و با ايشان محشور گردانى همانا تو با عزّت و دانايى . پروردگارا آفرينش مرا نيكو گردانيدى و سلامتى مرا بزرگ شمردى و روزيم را گشايش بخشيدى و همواره به كرامت خود و از كرامت به مرتبهء فضل و احسانت رساندى ، همان فضل و احسانت را در اين شب و روز كه چيزى جز اين حالت خود را نمىدانستم به طورى كه گمان مىبردم اين تفضّل نسبت به من بر تو واجب است و بر من سزاوار نيست جز در اين مرتبه باشم چون من بزرگى بلا را نمىدانستم تا اينكه لذّت آسايش را درك كنم و بيچارگى مرا به ذلّت نكشيده بود تا ارزش امنيّت را بفهمم از اين رو شب و روز را در حال غفلت از حال ديگران كه از من پايين‌ترند مىگذراندم ، پس ناسپاسى كردم و آزمون تو را سپاس نگفتم و ترديدى نداشتم كه اين وضع من دائمى است و از بين نمىرود ؛ و ديگر اين عافيت از من گرفته نمىشود و به بيچارگى تغيير نمىيابد ؛ و در دنيا و آخرت هيچ ترس و اندوهى بر من نيست ! در نتيجه اين حالت بين من و آه و ناله‌ام به درگاهت در مورد دوام آن وضع فاصله انداخت با وجود اينكه تو مرا به سپاسگزارى امر كرده‌اى و بر فزونى نعمت از جانب خود وعده داده‌اى من خطا كردم و فراموش كردم و غافل شدم ، و امنيّت يافتم و سرمست و مغرور شدم و سستى كردم تا بدانجا كه دگرگونى پيش آمد و بلاها جاى عافيت را گرفت و گرفتارى جاى سلامتى را با انواع بيمارى و رنج و در برابر توانگرى ، نيازمندى پيش آمد پس دانستم كه اين وضعى كه برايم پيش آمده به