و به آب جوشان ، خونابه ، قطران رقيق ، خار خشك بدبو ، چرك ، خونابهء بدن دوزخيان ، زقّوم ، زنجيرها ، غُلها ، گرزهايى كه از آهن سوزان ، عذاب درشت ، عذاب سخت ، عذابى پست ، عذاب پايدار ، عذاب سوزان ، عذابى داغ ، دودهاى متراكم آتشزا ، لباسى از مادهء بدبوى چسبان ، سراپردههايى از آتش ، دودهاى متراكم ، آتش زياد و تند ، آتش سوزان ، آتش فوق تصوّر ، و آتش برافروختهاى كه خاموشى ندارد و آتشى كه نزديك است از شدت خشم پاره پاره شود ، و آتشى كه آتشگيرهاش آدميان و سنگهاست ، و آتشى كه مىگويند : آيا پر شدهاى ؟ مىگويد : آيا بيش از اين هم هست ؟ و درك اسفل دوزخ !
مولاى من از آن ترسم چون نافرمانى تو را كردهام ، به خاطر بزرگى گناه و عظمت بزهكارى و پيشينهء عمل بدم سزاوار آن عذابها باشم و از طرفى فكر مىكنم كه تو از عذاب كردن من بىنيازى ولى مولاى من ! اين منم كه به رحمت تو نيازمندم ، با ناچيز بودن آنچه از تو طمع دارم در حالى كه بر من دشوار است ولى بر تو آسان اما ارزش اين خواسته من و اهميّتش در نزد من و موقعيّتش نسبت به من ، بزرگ و بالاست با بخشندگى تو امور مهم و گذشت تو از گناه بزرگ ، آقاى من ! تو را بخشيدن گناه من و محو كردن خطايى از نامهء عمل من و حتّى گذشت از كسى كه گناهش بزرگتر از من است تو را بزرگ نيايد ، چون خطر من در قلمرو حكومت تو با وجود ناله و زاريم در پيشگاه تو و توكّلم بر تو و اميدم به تو و طمعم در درگاه تو ، كوچك و ناچيز است . همين امر بين من و ترس و بيمم از وارد شدن در آتش دوزخ حايل مىشود .
آقاى من ! من كيستم كه تو با غضبى مداوم آهنگ عذاب مرا كنى ؟ من در ميان آفريدگانت جز به منزلهء ذرّهاى بىمقدار در ملك عظيم تو نيستم
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 190
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٩٠