برابر عقوبتت سپر كنم و وعدهء مجازات تو را بىاهميّت بدانم ! بلكه نافرمانيم خطايى بود كه پيش آمد و نفس ( امّاره ) بر من امر را مشتبه كرد و هواى نفسم بر من غلبه كرد ، و بدبختيم كمك كرد و پردهپوشى تو مغرورم ساخت تا آنجا كه با جَد و جهد به مخالفت تو برخاستم ( خدايا ! ) اكنون چه كسى از عذاب تو نجاتم مىدهد ؟ و فردا چه كسى از دست دشمنانم نجات مىدهد ؟ اگر تو رشتهء محبّت خود را از من ببرى ديگر به ريسمان چه كسى چنگ بزنم ؟ ! پس واى به رسوايى من ! آنگاه كه نامهء عملم تمام كارهايم را بشمارد ! كه اگر اميد به كرم و رحمت بىمنتهايت و منع تو از نااميدى گنهكاران در وقت يادآورى بديهايم نبود به كلى نااميد مىشدم !
اى بهترين كسى كه او را درخواست كننده فراخواند ! و اى برترين كسى كه هر اميدوارى به كرمش اميد بسته است !
خداوندا ! به عهد و پيمان اسلام به درگاهت توسل جسته و به حرمت قرآن به تو اعتماد نمودم و به دوستيم نسبت به پيامبر امى قرشى هاشمى عربى تهامى مدنى به پيشگاهت تقرب مىجويم ! پس انس مرا با خودت به وحشت بدل نكن و پاداشم را پاداش كسى كه جز تو را مىپرستد قرار نده ! زيرا گروهى به زبان ايمان آوردند تا خونشان را بدان وسيله حفظ كنند و به اين آرزو رسيدند ولى ما با دل و زبان به تو ايمان آوردهايم تا از گناهانمان درگذرى ! بنابراين ما را به آرزويمان برسان و اميد ما را محقّق گردان ! و دلهاى ما را پس از آن كه هدايت فرمودهاى به تيرگى ميفكن ! و از جانب خودت بر ما رحمت فرست كه تو بسى بخشندهاى !
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 644
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٦٤٤