دانشش دادى ، و همان گمراهم كه هدايتش كردى ، و همان خوار و زبونم كه تو عزّتش دادى ! و آن ترسويم كه ايمنش ساختى ، و آن گرسنهام كه سيرش كردى و آن تشنهام كه سيرابش نمودى ! و همان برهنهام كه پوشاندى ! و آن فقيرم كه بىنيازش كردى ، و آن ناتوانم كه توانايى دادى ! و منم آن ذليلى كه عزيزش كردى ! و آن مريضى كه شفايش دادى ، و آن گدايى كه عطا فرمودى ! و آن گنهكارى كه گناهش را پوشاندى ، و آن خطاكارى كه عذرش را پذيرفتى ، و من همان ناچيزم كه فزونى دادى ! و آن ناتوان و مغلوبى كه ياريش نمودى ! و منم آن آوارهاى كه پناهش دادى !
پروردگار من ! من آن كسى هستم كه نه در خلوت از تو شرم كردم و نه در بين جمعيت مواظب وظيفه بندگيم بودم ! منم آن كه حوادث بزرگ بر من هجوم آورد ، منم آن بندهاى كه بر مولايش جسارت نمود ! منم آن كه از خداى جبّار آسمان نافرمانى كرد ! منم آن كه به خاطر گناهان بزرگ رشوه داد و منم كسى كه چون مژده گناهى را دادند به سوى آن گناه شتافتم ! منم آن كسى كه مهلت توبه را بر عصيانم دادى ولى من برنگشتم ! و گناهم را پوشاندى باز شرم نكردم و معصيت كردم و از حدود تو تجاوز كردم ! مرا از نظر انداختى ، بىباكى كردم ! و به حلم خودت مهلتم دادى و بديهايم را پنهان ساختى تا آنجا كه گويى گناهانم را فراموش كردهاى و از كيفر گناهانم درگذشتهاى حتى گويى كه تو از من شرم كردهاى ! !
خداى من ! وقتى كه معصيت تو را كردم ، اين معصيت من از راه انكار پروردگارى تو نبود و نه آن كه فرمان تو را سبك بشمارم و سينه در
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 643
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٦٤٣