مكه شديم ، چون به ابواء رسيديم ناگهان گله گوسفندى و گوسفند جدايى را ديديم كه از گله جدا مانده است و او به شدت ناله مىكند و به جانب نوزادش بر مىگردد و مىنالد و به شدت او را جستجو مىكند و هر چه آن نوزاد مىايستد ، گوسفند بيشتر مىنالد و سپس دنبال او مىرود .
امام عليه السلام فرمود : « ابوبصير ! آيا مىدانى كه اين گوسفند به نوزادش چه مىگويد ؟ »
عرض كردم : به خدا كه نمىدانم .
فرمود : « مىگويد : بيا به گله بپيوند ، چون خواهرت در سال اول تولّدش همين جا عقب ماند او را گرگ خورد ! » . « 1 »
35 - « 2 » از عبداللَّهبن سليمان به نقل از امام صادق عليه السلام آورده است ، مىفرمايد : « همين كه علي بن حسين عليهما السلام در آستانه وفات قرار گرفت ، به فرزندش محمد عليه السلام فرمود : « امشب چه شبى است ؟
گفت : فلان شب .
پرسيد : چند روز از اين ماه گذشته است ؟
گفت : فلان قدر .
فرمود : چقدر از اين ماه مانده است ؟
گفت : اين قدر .
هامش
( 1 ) - دلائل الامامه : ص 88 .
( 2 ) - شمارههاى 33 و 34 را از دلائل الامامه : ص 89 به ترتيب با اندك تفاوت لفظى طى شمارهء 11 همين بخش و شمارهء 1 بخش « آنچه بين آن حضرت و محمدبن حنفيه گذشت » در صفحات قبل همين جلد از كتاب نقل كرديم - م .