به مردى راهنمايى كنم كه از زمان ورود تو بر ما در چهارده عالم گذر كرده است كه هر عالمى از سه برابر اين دنيا بزرگتر است ! در حالى كه از جاى خود حركت نكرده است ؟ ! »
آن مرد پرسيد : او كيست ؟ فرمود : « من ، و اگر بخواهى تو را خبر مىدهم چه خوردهاى و چه در خانه ات اندوختهاى ؟ ! » « 1 »
13 - از فضلبن يسار به نقل از امام صادق عليه السلام آورده است كه فرمود :
« براى علي بن حسين عليهما السلام عسلى آوردند و آن حضرت تناول كرد و فرمود : « به خدا سوگند كه من به خوبى مىدانم اين عسل از كجا آمده و زمينش كجا و از روستايى چنين و چنان براى تهيه آذوقه آوردهاند ! » . « 2 »
14 - از ابوعماره به نقل از مردى از ابوعبداللَّه امام صادق عليه السلام آورده است كه فرمود : « چون شبى كه علي بن حسين عليهما السلام دعوت حق را لبيك گفت ، به محمد ( امام باقر عليه السلام ) فرمود : پسرم ! به من كمك كن تا وضو بگيرم ! امام باقر عليه السلام مىگويد : من بلند شدم آب وضو را آوردم ، فرمود :
اين آب را نمىخواهم ، چون داخلش مردارى است ! بيرون رفتم چراغ آوردم ديدم موش مردهاى داخل آب است ، رفتم آب وضوى ديگرى آوردم ، فرمود : پسرم امشب همان شبى است كه مرا وعده دادهاند ! پس راجع به شترش سفارش كرد كه براى او چهار ديواريى درست شود و به آب و علف او رسيدگى كنند ، و پس از درگذشت آن حضرت ما دستور آن حضرت را دربارهء آن حيوان عمل كرديم ولى فاصلهاى نشدكه بيرون شد آمد تا كنار قبر امام عليه السلام و گلوگاهش را روى قبر گذاشته ضجه كرد و از
هامش
( 1 ) - بصائرالدرجات : ص 400 .
( 2 ) - همان : ص 505 .