تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
سه روز ( مال و جان و ناموس ) مدينه را مباح شمردند ، بردعةالحمار صحابى يزيدبن معاويه به جستجوى علي بن حسين عليهما السلام پرداخت تا او را پيدا كند و بكشد و يا مسموم نمايد ، سرانجام در منزلش يافتند ، همين كه وارد شدند ، ابرى آمد و بالاى سر آن حضرت قرار گرفت ، و فرشته‌اى از آن فرود آمد و در مقابل آن حضرت ايستاد و گفت : كدام يك را شما دوست داريد ، از اينها دست باز دارم يا اينكه به زمين فرمان دهم تا آنان را در خود فرو برد ؟ ! فرمود : « هيچ كدام » فرشته عرض كرد : من چيزى جز احترام و احسان به شما را نمىخواهم . سپس در حضور وى نشست و به آن حضرت كاسه‌هاى بزرگى از آب و شير و عسل را تقديم داشت ولى علي بن حسين عليهما السلام شير و عسل را برگزيد ، سپس آن فرشته از حضور وى غايب شد به گونه‌اى كه افراد نفهميدند چه طور شد . » . « 1 » 17 - از قدامةبن عاصم نقل كرده ، مىگويد : با علي بن حسين عليهما السلام مردى گندمگون و تناور از مردان بود ، آن حضرت به قطعه زمين شنزارى مىنگريست آهوانى در آنجا بودند كه تا اول شنزار پيش مىرفتند و دوباره به آخر آن برمى گشتند . « 2 » 18 - از ابواسحاق ابراهيم بن غندر نقل كرده ، مىگويد : از خراسان مالى به مكه آوردند ، محمدبن حنفيّه گفت : اين مال متعلق به من است و من سزاوار بر آنم ! علي بن حسين عليهما السلام فرمود : « بين من و تو آن سنگ بزرگ داورى كند ! » پس محمد با سنگ صحبت كرد ، جواب نشنيد و سنگ حرفى نزد ؛ پس علي بن حسين عليهما السلام سخن گفت ، سنگ به زبان آمد و گفت : آن مال
هامش
( 1 ) - دلائل الامامه : ص 84 . ( 2 ) - همان .