تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ . »
« 1 » راوى مىگويد : مردى از اهل شام از جا جست و گفت : اجازه بدهيد او را بكشم ؟ زينب عليها السلام خودش را روى برادرزاده‌اش انداخت ! مرد ديگرى بلند شد ، گفت : يا اميرالمؤمنين ! اين دختر ( فاطمه بنت الحسين ) را به عنوان كنيز به من ببخشيد ! زينب عليها السلام فرمود : هرگز نه تو را چنين حقى است و نه او ( يزيد ) را مگر اين كه از دين خدا بيرون شويد ! يزيد به مرد شامى فرياد زد : بنشين ! و او نشست ، و زينب عليها السلام رو به يزيد كرد و فرمود : يزيد ! اين همه خون از ما ريختى ، تو را بس است ! على بن حسين عليهما السلام فرمود : « اگر تو را به اين زنان ترحّمى است و قصد كشتن مرا دارى ، كسى را همراه ايشان بفرست تا آنها را به مدينه برساند ! » يزيد به حال آن حضرت رقّت كرد و گفت : كسى جز تو آنها را به مدينه نمىرساند . سپس دستور داد تا منبر برود و سخنرانى كند و نزد مردم از آنچه براى پدرش اتّفاق افتاده است عذرى بياورد ! امام عليه السلام به منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى ، فرمود : « اى مردم ! هر كه مرا مىشناسد ، مىشناسد و هر كه نمىشناسد من خودم را معرفى مىكنم ، منم على بن حسين ، منم فرزند بشارت دهنده و بيم دهنده ، منم پسر آن كه به اذن خدا مردم را به سوى خدا فراخواند ، منم فرزند چراغ تابان . . . » . و اين خطبه طولانى است و من طول گفتار را با ذكر اين خطبه و نظاير آن خوش
هامش
( 1 ) - حديد / 22 و 23 . ترجمه آيات قبلًا گذشت - م .
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 181 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى