كرد .
راوى مىگويد : آنگاه زنان و كودكان را طلبيد ، آوردند و در مقابل يزيد نشاندند ، يزيد وضع آشفتهء آنان را ديد ، گفت : خدا روى پسر مرجانه را زشت كند ، اگر بين او و شما نسبت خويشاوندى يا قرابتى بود با شما چنين رفتار نمىكرد و با اين وضع نمىفرستاد ! « 1 » .
آنچه بين آن حضرت و عبدالملك گذشت
1 - صفّار از على بن عبدالعزيز به نقل از پدرش آورده است ، مىگويد :
امام صادق عليه السلام فرمود : « همين كه عبدالملك بن مروان زمام امور را به دست گرفت و كارها سر و سامان يافت در نامهاى به حجّاج با دست خط خودش چنين نوشت :
به نام خداوند بخشايشگر مهربان ، از عبدالملك بن مروان به حجّاج بن يوسف ، اما بعد ، از خون فرزندان عبدالمطّلب مرا دور نگهدار ! زيرا كه من آل ابوسفيان را ديدم همين كه به ريختن خون ايشان آزمند شدند پس از آن ديرى نپاييدند . والسّلام .
اين نامه را مخفيانه نوشته بود و هيچ كس نمىدانست و با نامهرسان براى حجّاج فرستاده بود و در همان لحظه خبر از جانب على بن حسين عليهما السلام به وى رسيد و خبر داد كه به خاطر خوددارى وى از خون بنىهاشم ، مدّتى بر سلطنت عبدالملك افزوده شد ، و مأمور است كه اين
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى : ، 5 / 461 .