تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
نزديك آن حضرت رفتم تا سخن او را بشنوم . پس شنيدم كه به اصحاب خود چنين مىگفت : خدا را به نيكوترين وجه سپاسگزارم و در عافيت و گرفتارى او را ستايش مىكنم ! خدايا تو را سپاس مىگزارم كه ما را به پيامبرى سرفراز كردى و قرآن را به ما آموختى و ما را در دين و احكام آن دانا ساختى و براى ما گوشها و چشمها و دلها قرار دادى ، پس ما را شكرگذار نعمتهاى خودت قرار ده ! » . « 1 » 2 - و نيز از على بن حسين عليهما السلام نقل كرده ، مىگويد : « من در آن شبى كه پدرم در بامداد آن شب به شهادت رسيد نشسته بودم و عمه‌ام زينب از من پرستارى مىكرد ، در آن حال پدرم در خيمهء مخصوص خود خلوت كرده بود و تنها جون آزاد شدهء ابوذر غفارى در نزود او بود و شمشير پدرم را دست‌كارى و اصلاح مىكرد ، و پدرم مىگفت : اى روزگار اف بر دوستى تو كه چه بسا هر صبح و شام ياران و دوستان را مىكشى از ديگر سو عوض و جايگزين نمىپذيرى آرى حوادث روزگار را نمىتوان به ديگرى حواله كرد و سرانجام هر كارى به دست خداى بزرگ است و بالاخره ، هر زنده‌اى اين راه را مىپيمايد ! دو بار يا سه بار اين اشعار را تكرار كرد ، من فهميدم كه چه مىگويد ( از شهادت خود خبر مىدهد ) بغض گلويم را گرفت اما خودم را نگهداشتم و دانستم كه بلا نازل شده است ! » « 2 »
هامش
( 1 ) - ارشاد : ص 214 . ( 2 ) - همان : ص 215 .