پرسيد : از كدام يك خدا راضىتر است ؟
سعيد گفت : آن كسى اين را مىداند كه از نهان و باطن ايشان آگاه است .
حجّاج گفت : نخواستى راستش را بگويى ؟
سعيد گفت : آرى ، دوست هم نداشتم دروغ بگويم . « 1 »
آنچه بين آن حضرت و حسن بصرى گذشت
( مؤلّف دو روايت در اينجا آورده كه هر دوى آنها را از همين كتاب « اعلام الورى » طبرسى : ص 255 در بخش سيرهء آن حضرت به شمارهء 34 و 35 نقل كرديم - م . )
آنچه بين آن حضرت و ضمرة بن معبد گذشت
1 - محمّد بن يعقوب از جابر نقل كرده ، مىگويد : على بن حسين عليهما السلام فرمود : « ما نمىدانيم با مردم چه كنيم ، اگر براى آنها آنچه را كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدهايم ، نقل مىكنيم ، مىخندند و اگر چيزى نگوييم بر ما روا نيست ؟ ! » ضمرة بن معبد گفت : حديثى براى ما بگوييد ! سپس فرمود : « آيا مىدانيد دشمن خدا را وقتى كه روى تخته تابوت مىبرند چه مىگويد ؟ »
ضمرة بن معبد گفت : نمىدانيم .
فرمود : « او به كسانى كه تابوتش را بر دوش مىكشند ، مىگويد : آيا
هامش
( 1 ) - اختصاص : ص 205 .