تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغيبة ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
فإذا ثبتت هذه الأصول ثبت إمامة صاحب الزّمان عليه السّلام ، لأنّ كلّ من يقطع على ثبوت العصمة للإمام قطع على أنّه الإمام ، وليس فيهم من يقطع على عصمة الإمام ويخالف في إمامته إلّا قوم دلّ الدليل على بطلان قولهم كالكيسانيّة والناووسيّة والواقفة ، فإذا أفسدنا أقوال هؤلاء ثبت إمامته عليه السّلام .
شرح

أصل سوم : خارج نبودن حقّ از ميان امّت اسلامى

اين أصل هم مورد اتفاق ما است وهم مورد اجماع مخالفين ما ؛ اگرچه در باب علّت آن بأهم اختلاف نظر داريم . [ كه يك اختلاف فرعى است ودر أصل وجود حقّ در ميان همين أمت هيچ اختلافى نيست . ] ما معتقديم كه هيچ زماني از وجود امام معصوم خالى نيست ، آن امامي كه احتمال خطا در وى وجود ندارد ، بنابراين حقّ از ميان اين امّت خارج نيست . چون امام معصوم در ميان همين امّت است . مخالفين ما هم اجماع بر همين مطلب دارند وبا استدلال به أدله وبراهين ، حجيت اجماع را ثابت مىكنند . اين مسأله مسلم است وهيچ دليلي بر مشغول كردن فكر به اين مسأله وجود ندارد . با توجّه به اثبات اين سه أصل ، امامت حضرت صاحب الزمان عليه السّلام هم ثابت مىشود . چون هركسى كه به ثبوت عصمت براي امام يقين داشته باشد لاجرم يقين دارد كه أو امام است وكسى پيدا نمىشود كه از يك‌طرف يقين به عصمت امام داشته باشد واز طرفي مخالف امامتش باشد ، مگر كساني كه بر بطلان اعتقادشان ، دليل كافى اقامه شده است ؛ مثل : كيسانيه ، ناووسيه وواقفيه . بنابراين وقتي نظريهء آن‌ها را باطل كرديم ، امامت حضرت حجّت عليه السّلام ثابت مىشود . [ بر همين أساس وبراي اثبات امامت حضرت ، ابتدأ ادلهء فساد وبطلان اعتقاد فرقه‌هاى فوق را بيان مىكنيم ] .