الغيبة ( فارسي ) — صفحة 237
وكان المرتضى ( رضي اللّه ) يقول : سؤال المخالف لنا - لم لا يظهر الإمام للأولياء ؟ - غير لازم لأنّه إن كان غرضه أنّ لطف الوليّ غير حاصل ، فلا يحصل تكليفه فإنّه لا يتوجّه فإنّ لطف الوليّ حاصل ، لأنّه إذا علم الوليّ أنّ له إماما غائبا يتوقّع ظهوره عليه السّلام ساعة ( ساعة ) ويجوّز انبساط يده في كلّ حال ، فإنّ خوفه من تأديبه حاصل ، وينزجر لمكانه عن المقبّحات ، ويفعل كثيرا من الواجبات فيكون حال غيبته كحال كونه في بلد آخر ، بل ربّما كان في حال الاستتار أبلغ ، لأنّه مع غيبته يجوّز أن يكون معه في بلده وفي جواره ، ويشاهده نظر مرحوم سيّد مرتضى سيّد مرتضى رحمه اللّه مىفرمايد : اين سؤال مخالف - كه چرا امام براي دوستدارانش ظاهر نمىشود - سؤال غيرلازم وبىموردى است ؛ به دليل اينكه اگر هدف سؤالكننده اين باشد كه [ در زمان غيبت ] براي محبّين امام لطف حاصل نشده ، پس محب أو تكليفي [ نسبت به امام ] ندارد ، وتكليف [ كه فرمانبردارى از امام است ] أصلا متوجّه أو نشده است . [ اين سؤال درست نيست ؛ چون ] لطف در مورد شيعيان امام حاصل شده چراكه شيعه وقتي كه مىداند امام غايبى دارد كه هرلحظه ممكن است ظهور كند ، در هر حالي منتظر باز شدن دست امام است ونيز از تأديب امام مىترسد ، از زشتىها وگناهان به خاطر بدى آنها در نزد امام دورى مىكند ، بسيارى از واجبات را انجام مىدهد . پس غيبت امام در نظرش مثل اين است كه أو در شهري وامام در شهر ديگرى است [ در اين جا لطف حاصل است كه همه اينها اثر وجودي امام است ] وچهبسا در زمان غيبت توجّهاش بيشتر است ، چون عليرغم غيبت امام ، احتمال مىدهد كه حضرت [ هرلحظه ] همراه أو ودر كنار أو در شهر أو باشد ، أو امام عليه السّلام را ببيند ونشناسد واز حضرت اطلاع نداشته باشد .