قيل : هذا الّذي ذكر تموه ليس بصحيح ، لأنّ الشكّ مع المعجز الّذي يظهر على يد الإمام ليس بقادح في معرفته لغير الإمام على طريق الجملة وإنّما يقدح في أنّ ما علم على طريق الجملة وصحّت معرفته هل هو هذا الشخص أم لا ؟ والشكّ في هذا ليس بكفر ، لأنّه لو كان كفرا لوجب أن يكون كفرا وإن لم يظهر المعجز ، فإنّه لا محالة قبل ظهور هذا المعجز في يده شاكّ فيه ، ويجوّز كونه إماما وكون غيره كذلك ، وإنّما يقدح في العلم الحاصل له على طريق الجملة أن لو شكّ في المستقبل في إمامته على طريق الجملة ، وذلك ممّا يمنع من وقوعه منه مستقبلا .
شرح
واز طرفي مىگوييد ممكن است امام بيايد ومعجزه ظاهر كند ولى شيعيانش به ايشان شكّ كرده وامامت أو را نپذيرند . اين تناقضگويى است ] .
پاسخ : در مقام جواب به اين اشكال گفته شده است : آنچه كه شما در اشكال ذكر كرديد درست نيست . چراكه شكّ كردن در معجزهاى كه به دست امام ظاهر مىشود ، زيانى به معرفت اجمالي أو نسبت به امامت غير ايشان [ ائمّه ديگر ] نمىرساند . تنها زيانى كه دارد اين است كه آنچه را كه اجمالا از امام دانسته وشناخت درستى هم بوده آيا اين فرد [ كه معجزه آورده ] همان شخص است يا نه ؟ وشكّ در اين كفر نيست ؛ زيرا اگر اين ديدگاه كفر مىبود مىبايست در صورت عدم ظهور معجزه از امام [ وپيش از ديدن معجزه ] هم اين كفر وجود داشته باشد . در حالىكه أو قبل از ظهور معجزه به دست امام در ترديد بود واحتمال مىداد كه ايشان امام باشد ويا اينكه ديگرى امام باشد . البتة اين شكّ وقتي به ايمان ومعرفت اجمالي أو ضرر مىرساند وكفر است كه أو اجمالا امام را بشناسد وعلم به امامت أو داشته باشد ، ولى در آينده در امامت آن امام شكّ كند [ به اينكه امام همين شخص است كه قبلا شناخته است يا شخص ديگرى است ] البتة اين ترديد وشكّ در آينده از شيعه وعلاقمند به امام واقع نخواهد شد .