فإن قلتم : سقطت ، فهذا نسخ على ما ألزمتمونا .
وإن قلتم : هي باقية ( في ) جنوب مستحقّيها فهو جوابنا بعينه .
فإن قيل : قد قال أبو عليّ : إنّ في الحال الّتي لا يتمكّن أهل الحلّ والعقد من نصب الإمام يفعل اللّه ما يقوم مقام إقامة الحدود ويزاح علّة المكلّف .
وقال أبو هاشم : إنّ إقامة الحدود دنياويّة لا تعلّق لها بالدين .
قلنا : أمّا ما قاله أبو عليّ فلو قلنا مثله ما ضرّنا لأنّ إقامة الحدود ليس هو الّذي لأجله
شرح
اگر بگوييد : حدود در اين صورت ساقط مىشود ، كه اين همان نسخ شريعت است كه شما ما را به آن متهم كرديد .
اگر بگوييد : حدود برعهدهء مستحق آن باقي است كه اين هم همان جوابي است كه ما به شما داديم .
ادعاى دو تن از بزرگان أهل سنّت در مورد اجراى حدود
اگر [ در جواب ما ] گفته شود : أبو على « 1 » گفته است : در زماني كه أهل حل وعقد نتوانند امامي را انتخاب كنند وقادر به نصب امام نباشند ، خداوند تبارك وتعالى كارى مىكند كه جايگزين اقامه حدود باشد ومانع تكليف را برطرف مىفرمايد . وأبو هاشم « 2 » گفته است : اجراى حدود مربوط به أمور دنيايى است وارتباطي به دين ندارد .پاسخ به اين دو ادّعا
وامّا آنچه كه أبو على گفته بود : اگر [ بر فرض ] ما هم مثل همين حرف را زده وجوابهامش
( 1 ) . أبو على همان محمّد بن عبد الوهاب بن سلام بن حمران بن لبان جبايى است كه از ائمّه وبزرگان معتزله است ودر عصر خودش رئيس علماى كلام بوده است ، وى متولد 235 ومتوفاى 303 ه ق است .
( 2 ) . أبو هاشم عبد السلام بن محمّد بن عبد الوهاب جبايى است ، أو هم از بزرگان وائمّه فرقه معتزله است ، متولد سال 277 ومتوفاى سال 321 ه ق است .