وكذلك قولهم : ما الفرق بين وجوده بحيث لا يصل إليه أحد وبين وجوده في السماء .
بأن قلنا : إذا كان موجودا في السّماء بحيث لا يخفى عليه أخبار أهل الأرض فالسماء كالأرض ، وإن كان يخفى عليه أمرهم ، فذلك يجري مجرى عدمه ثمّ نقلب عليهم في النبي صلّى اللّه عليه واله بأن يقال : أيّ فرق بين وجوده مستترا وبين عدمه وكونه في السّماء فأيّ شيء قالوه قلنا مثله على ما مضى القول فيه .
وليس لهم أن يفرّقوا بين الأمرين بأنّ النبي صلّى اللّه عليه واله ما استتر من كلّ أحد وإنّما استتر من أعدائه ، وإمام الزّمان مستتر عن الجميع .
شرح
اشكال ديگر مخالفين غيبت اين است كه مىگويند : بين وجود امام غائبى كه كسى به أو دسترسى ندارد ، وبين وجود همان امام كه در آسمان باشد [ نظير اعتقادي كه مسيحيان دارند كه عيسى عليه السّلام در آسمانها است وظهور خواهد كرد ] چه فرقى هست ؟
پاسخ : چنانچه امام در آسمان باشد واخبار واطلاعات أهل زمين از أو مخفى نباشد [ وهمه اخبار ساكنان زمين در دسترس أو باشد ] در اين صورت آسمان مثل زمين است وفرقى ندارد كه در آسمان باشد يا در زمين واگر در آسمان باشد واخبار واطلاعات أهل زمين از أو مخفى باشد ، كه در اين صورت به منزله عدم است [ يعنى بود ونبودش يكى است . براي روشنتر شدن موضوع ] مسأله را برمىگردانيم پيرامون نبي أكرم صلّى اللّه عليه واله به اين ترتيب كه اگر گفته شود : بين اينكه پيامبر مستتر ومخفى باشد ويا اينكه أصلا وجود نداشته باشد ويا در آسمان باشد ، چه فرقى هست ؟ هر جوابي كه مخالفين در پاسخ اين سؤال بدهند ما هم عين همان را در مورد امام غايب خواهيم گفت .
و [ مخالفين ما ] نمىتوانند بين اين دو مسأله تفاوت قائل شوند به اين ترتيب كه پيامبر صلّى اللّه عليه واله از همه مخفى نشدند بلكه فقط از دشمنانش مخفى شدند در حالىكه امام زمان عليه السّلام از تمامى خلق پنهان شدهاند .