الغيبة ( فارسي ) — صفحة 173
فإن قيل : قد مضى في كلامكم أنّا نعلم موت موسى بن جعفر عليه السّلام كما نعلم موت أبيه وجدّه عليهما السّلام ، فعليكم لقائل أن يقول : إنّا نعلم أنّه لم يكن للحسن بن عليّ ابن كما نعلم أنّه لم يكن له عشرة بنين ، وكما نعلم أنّه لم يكن للنبيّ صلّى اللّه عليه واله ابن لصلبه عاش بعد موته . فإن قلتم : لو علمنا أحدهما كما نعلم الآخر لما جاز أن يقع فيه خلاف كما لا يجوز أن يقع الخلاف في الآخر . قيل : لمخالفكم أن يقول : ولو علمنا موت محمّد بن الحنفية ، وجعفر بن محمّد ايجاد شبهه توسط مخالفان در مورد ولادت امام زمان عليه السّلام شبهه : اگر گفته شود : قبلا در استدلال شما گذشت كه مىدانيم موسى بن جعفر عليهما السّلام از دنيا رفته است ، همانطور كه به مرگ پدر وجدّ ايشان علم داريم ، ممكن است كسى عليه شما بگويد : ما مىدانيم كه حسن بن علي [ امام عسكرى عليهما السّلام ] فرزندى نداشته ، همانطور كه مىدانيم ايشان دهتا پسر نداشتند . به همان ترتيب كه مىدانيم پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه واله فرزند پسرى نداشتند كه بعد از رحلت حضرت ، زنده باشد . [ به اين معنا كه ما يقين داريم كه امام حسن عسكرى فرزندى نداشته است . ] اگر به اين صورت به شبهه پاسخ بدهيد : اگر ما يكى از اينها را مىدانستيم چنانكه ديگرى را مىدانيم [ يعنى اگر به همان ترتيبي كه يقين داريم رسول خدا صلّى اللّه عليه واله پس از رحلت پسرى نداشتهاند اگر يقين مىداشتيم كه امام عسكرى عليه السّلام پسرى نداشته است ديگر در پسر نداشتن ايشان ] اختلافى نبود ، همچنانكه در مورد رسول خدا اختلافى نيست . مخالفان شما [ مثل كيسانيه ، ناووسيه وواقفيه ] مىتوانند همين حرف را به شما جواب دهند ، به اين صورت كه چنانچه ما به مرگ محمّد بن حنفيه يا جعفر بن محمّد